مرتضى مطهرى
52
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نيست . همچنين تصور انسان لزوما تصور هستى آن انسان ( كه هست ) نيست « 1 » . 4 . « و لاتّحاد الكلّ و التّسلسل » يعنى برهان ديگر اين است كه لازم مىآيد كه همهء ماهيات يك ماهيت باشند يعنى اختلاف ماهيت نداشته باشند ، و ديگر اينكه تسلسل لازم مىآيد . اين برهان دو شق دارد كه هر شق آن بر اساس يك فرض بنا شده است . اين كه لازم مىآيد همهء ماهيات يك ماهيت باشند روى اين فرض است كه ما وجود را عين ماهيت بدانيم . اگر ما وجود را عين ماهيت انسان بدانيم ، پس عين ماهيت فرس هم مىدانيم ، عين ماهيت مثلث هم مىدانيم ؛ پس وجود مساوى است با انسان و وجود از آن طرف هم مساوى است با مثلث ، پس قهرا انسان هم مساوى با مثلث است ؛ يعنى تصور ما از انسان عين تصور ما از هستى است و تصور ما از هستى عين تصور ما از مثلث است ، پس تصور ما از انسان بايد عين تصور ما از مثلث باشد ؛ و اين باطل است . پس اين شق از برهان بر اين اساس است كه ما بگوييم مفهوم هستى عين ماهيات است و گفتيم كه اين حرف اساسا يك حرفى نيست كه يك عالم به آن تفوّه كند . و امّا اگر كسى بگويد كه هستى جزء ماهيت است ، از اين حرف لازم نمىآيد كه همهء ماهيات يكى باشند ، چون معنى حرف او اين است كه هستى جنس الاجناس است ولى ماهيات به اعتبار فصولشان با يكديگر اختلاف دارند كما اينكه اگر ما ماهيت جوهر را جنس الاجناس همهء انواع جواهر بدانيم لازمهاش عينيت اين ماهيتها نيست ؛ يعنى همه در آن جنس اعلى شريكند و اختلافاتشان به فصولى است كه مرتّبا يكى بعد از ديگرى آمده و اين انواع را تشكيل داده است . پس آن اشكال شق اول يعنى اتحاد همهء ماهيتها به اين ترتيب مرتفع شده و وارد نخواهد بود . ولى يك اشكال ديگر بر آن وارد است و آن اينكه لازمهء اين حرف تسلسل است ؛ و اين اشكالى است كه بر حرف هگل نيز وارد است ، زيرا اين برهان با نظريهء
--> ( 1 ) . - اين در واقع همان برهان صحت سلب است . استاد : نه ، برهان صحت سلب از راه تصديقات است و اين برهان از راه تصورات است . در اينجا مىگوييم تصور ماهيت از تصور هستى جداست ، ولى در آنجا تصديق است و ذهن سلب مىكند وجود را از ماهيت .